سلام سلام سلام! من برگشتم! این بار با نتیجه گیری (آره، درست) حماسه حیاط جلوی من. این سومین پست از سه پست وبلاگی است که به دلیل جهنمی که در 7 ماه گذشته زندگی من بوده است، به تعویق افتاده است، نه فقط به خاطر درام گربه، بلکه به دلیل نمایش گربه. البته هفته گذشته تلاش برای قرار دادن این پست وبلاگ از این قاعده مستثنی نبود، دافی دوباره به بیمارستان رفت زیرا تشنج هایش برگشت، به مدت 2 روز به خانه آمد و سپس دوباره به دلیل علائم استرس ناشی از تشنج در بیمارستان بستری شد (او دیگر ادرار نمی کند. ، عجیب است، آنها هنوز دقیقاً نمی دانند چرا). خوشبختانه به نظر می رسد که ما همه داروها را کالیبره کرده ایم (حداقل در حال حاضر) و در نهایت می توانم چند عکس زیبا از فضایی که بیش از یک سال است درباره آن صحبت می کنیم (و 2 سال پیش ساخت و ساز آن را شروع کردیم) برای شما بیاورم. ). من همیشه در مورد آن صحبت می کنم، اما همه چیز زمان می برد. به خصوص چیزهایی که به معنای واقعی کلمه باید رشد کنند :). افسوس، چون این یک پروسه طولانی بوده است، قرار است عکس‌های آیفونی که من در اینجا به تصویر کشیده‌ام، منتشر شود، فقط این را می‌گویم تا آنها را با عکس‌های واقعی واقعی که سارا گرفته اشتباه نگیرید و فکر نکنید که او به نوعی تبدیل به یک عکاس ضعیف شده است. وقتی آنها مال من هستند، یادداشت خواهم کرد. ما سال گذشته در مورد آن صحبت کردیم و صحبت کردیم و من شما را با همان آغاز باغ شهری خود ترک کردم. پایین به مزرعه.

تابستان آمد و رفت، ما با مقداری سبزی، شاتوت، گوجه گیلاسی و فلفل خوش شانس بودیم. یک موج گرمای اولیه وجود داشت که باعث شد برداشت کمی ضعیف شود و منحنی یادگیری از طرف من بود. ما از فضا فیلمبرداری نکردیم زیرا می‌خواستم اجازه دهم میوه شور رشد کند و قبل از اینکه بتوانم باغ گرده افشان‌های اطراف را بکارم باید خنک شود. میوه شور خیلی سریع رشد کرد، که من انتظارش را داشتم، مخصوصاً با تمام نظراتی که در بخش نظرات در مورد آن وجود داشت که اگر مراقب نبودم، تمام لس آنجلس را اشغال کرد. در مسیر تبدیل شدن به پرچین فیکوس جدید من بود (پرچینی که در سال 2018 کاشته بودم و اکنون به راحتی 15 فوت ارتفاع دارد، نگران نباشید بعداً آن را خواهید دید). در اینجا یک عکس بد آیفون مربوط به دو ماه پس از کاشت آن آمده است:

عکس من و آیفونم

میوه شور تکلیف را فهمید: هر چه زودتر پشت زشت حصار همسایه‌ام را بپوشان. شما می توانید کاشت های تابستانی را اینجا ببینید، درست قبل از برداشت، اواسط اکتبر است. بالاخره خنک شد و می‌توانستیم بدون ترس از سوختن همه گیاهان در گلدان‌ها و در امتداد محیط باغ بکاریم. در 5 نوامبر به این شکل بود:

عکس من و آیفونم

می دانم، پرچین باشکوه من! و میوه شور! جعبه ای که در پایین پله های من قرار دارد تا کسی به آن دست بزند!

کاشت پاییزی مورد علاقه من بود. در اینجا لیستی از آنچه Eden از آن ساخته شده است پایین به مزرعه در حالی که من نشسته بودم و گوشش را قطع کردم کاشت:

  • آرگولا
  • خاکشیر رگ قرمز
  • میزونا
  • رومین و جواهرات کوچک
  • اسفناج
  • کاهو برگ قرمز
  • جعفری، گشنیز، رزماری، شوید
  • گل Calendula & Pansy Flower

سبزیجات برگدار و سبزی زیاد. من دائماً غذا برای انتخاب داشتم، تقریباً هر شب برای ماه‌ها سالاد گیاهی می‌خوردیم. عالی بود چون می‌توانستم در صورت نیاز انتخاب کنم و قبل از اینکه به آن برسم، احساس گناه نداشتم که کاهو در یخچال خراب می‌شود. من هرگز با گشنیز شانسی نداشتم و بگذارید به شما بگویم، گشنیز و جعفری من (هنوز) قوی هستند. هر کاری که عدن با خاکش می کند: جادو است.

READ  Leckie Studio در آسمان خراش ونکوور BIG ، پنت هاوس طراحی می کند

در امتداد محیط حصار و دیوار جلویی، هر نوع مریم گلی را که فردی می تواند بکارد، کاشتیم. روسی، سفید، تگزاسی و بچه مریم گلی. همه حکیمان. اوه و مورد علاقه من، ترخون مکزیکی. همه آنها بوی شگفت انگیزی دارند، زنبورها و مرغ مگس خوار موافقند.

اجازه دادیم کمی رشد کند و در دسامبر فضا را به تصویر کشیدیم…

فکر می کنم با گلدسته، دانه های برف در پنجره و تاج گل می توان زمان سال را تشخیص داد.

میز (وینتیج) | صندلی (وینتیج) | میله روی میز | گلد گیاهی آهن + گلدسته مخملی | چراغ های خورشیدی

قبل از اینکه درباره باغ بیشتر صحبت کنیم، بیایید لحظه ای از میز تاشو قدیمی و صندلی های 40/4 کاملا پتینه شده من قدردانی کنیم. اگر کنجکاو هستید، مانند زمانی که آنها را در سال 2013 پیدا کردم، آنها را صندلی های 40/4 می نامند، زیرا 40 صندلی را می توان در 4 فوت … پشته چید. هر دو قبل از من زندگی قبلی داشته اند، زمان را در مناطق مختلف خانه های گذشته ما گذرانده اند اما سال ها در گاراژ من نشسته اند. من یکی از 123942374/سال تمیز کردن گاراژ خود را انجام می‌دادم (البته زمانی که شما یک احتکار می‌شوید، ضروری است. فکر می‌کردم این بیشتر یک سطح کار برای باغ است تا مکانی برای نشستن، اما در واقع در هنگام غروب آفتاب اینجا بسیار خوب است و ما بیش از یک بار خود را برای ساعات خوشی اینجا پیدا کرده‌ایم. را میله روی میز متعلق به Anthropologie است و به نوعی یک کالای ضروری است که سبک است. برای عکس‌های روی میز، زمانی که باید گل‌ها یا شمع‌ها یا هر چیز دیگری را آویزان کنید، ابزار خوبی برای داشتن در کیت اوله است. هر چند این یکی اینجا زندگی می کند، در میان باران سیل آسا و همه چیز. آویزان کرده ام دو چراغ خورشیدی روی آن، همراه با برخی گلدسته گیاه شناسی آهنی که فقط با هوازدگی بهتر می شود.

اوه نگاه کن! من حتی یک صحنه برای شما تنظیم کردم. آیا نمی توانیم یک سالاد ساده را بدون تنظیم صحنه برداشت کنیم؟

در سمت چپ این عکس مسیری به سمت دروازه است. ما در یکی از آخرین پست ها در مورد اینکه به نظر من فضای کمی *خیلی* زیاد است صحبت کردیم. این L شکل کاشت فولاد کورتن از Veradek برای پر کردن فضای خالی و ترسیم بین پیاده‌رو و باغ عالی بودند.

کارخانجات فولادی

فولاد با گذشت زمان و قرار گرفتن در معرض آب و هوا رنگ می گیرد. اینها در ماه دسامبر در جریان بودند و با این همه باران حتی بیشتر تغییر کردند. وارسی استوری های امروز من در اینستاگرام برای دیدن چند عکس فعلی از باغ و کاشت.

گلدان این طرف باغ نیز برای جلوگیری از افتادن افراد از این فضا مفید است. ببینید، زمانی که زهکشی در آن ریخته شد، خاک ریخته شد و تسطیح شد، و البته چند اینچ سنگریزه، زمین بسیار بالاتر از آن چیزی که در ذهن من فکر می‌کردم (می‌دانم، تکان‌دهنده) بلند شد. مقداری ارتفاع نیز اضافه کرد. اگرچه از پیاده رو، دیوار گچبری چند فوت ارتفاع دارد، باید چند فوت بالاتر می بود. گیاهان جلوی دیوار چند فوت ارتفاع اضافه می‌کنند و بدیهی است که تخت بلند باغ برخی از دیوارهای کناری را مسدود می‌کند، اما این گوشه خاص کمی خطرناک به نظر می‌رسد. این گلدان برای من هزینه کمتری نسبت به افزودن به دیوار دارد.

READ  رنگ های تند آپارتمان سائوپائولو ساخته جولیانا کامارگو را پر کرده است

ما از گلدان هایی که در اطراف داشتم استفاده کردیم و آنها را با سبک وزن و همه کاره Veradek مخلوط کردیم کاشت کونا خالص. ما یکی را در بازسازی حیاط پشتی خانه و دو تا را در اینجا استفاده کردیم. نکته جانبی، شما همچنین می توانید تفاوت بین کاشت فولاد کورتن را از آن ساقه زمانی که در حال تغییر بودند در مقایسه با این یکی مشاهده کنید (آن شات حدود 6 هفته قبل و حدود 300 روز باران به نحوی بود).

کونا کاشت خالص

عکس من و آیفونم

همانطور که از عکس به روز شده من می بینید، زغال اخته من اکنون وارد می شود! من نگران بودم زیرا ظاهراً به یک بوته بلوبری دیگر در نزدیکی آن نیاز دارید تا با آن گرده افشانی کنید تا توت به دست آید؟ خوب، حدس می زنم یکی وجود داشته باشد، زیرا بوش من بچه دار است! روده بر شدن از خنده. من یک دانشمند باغ نیستم، اما می‌خواهم به همه گرده‌افشان‌هایی که هزاران زنبور و مرغ مگس‌خوار را جذب می‌کنند که به خوبی در حال رشد هستند، اعتبار بدهم…

می توانم یک پست کامل در وبلاگ درباره عشقم بنویسم ترخون مکزیکی (که اصلا ترخون نیست) … اما من تو را نجات خواهم داد. من فقط این را می گویم: اگر در منطقه شما رشد کرد: آن را بگیرید. بوی به تنهایی همه چیز است.

من قبلاً در مورد مزایای استفاده صحبت کرده ام پایین به مزرعه. آنها گزینه های زیادی برای خدمات دارند: آنها تخت های سفارشی می سازند، کاشت فصلی، آبیاری، نگهداری و مراقبت و همچنین برداشت را انجام می دهند. من مشخصا به همه چیز نیاز داشتم. در دسامبر، سارا ادن را اسیر کرد، که اکنون یکی از افراد مورد علاقه من است – و نه فقط به این دلیل که او یک باغبانی است و در حال برداشت زمستانی است.

برای سایه‌های خشن عذرخواهی می‌کنم، دسامبر بود، و ما تمام روز به دنبال نور بودیم. با این وجود چه رویای شهری، درسته؟؟ این فضای پا 16×16 تغییر کرده است! داشتن فضایی برای نشستن و باغی که به معنای واقعی کلمه به ما غذا می‌دهد، شگفت‌انگیز است. عملی بودن و زیبایی در کنار هم زبان عشق من است. عکس‌های جذاب بیشتر از عدن… منظورم از باغ…

همچنین – نگاه کنید که باغ چقدر زیباست. من برای بنفش ها و سبزها زندگی می کنم. همانطور که گفتم هر شب می آمدم بیرون و سالاد می چیدم. ماهها طول کشید، احتمالاً 5 ماه؟ یک نفر حساب کند که چقدر پول پس انداز کردم و بیشتر – راستش را بخواهید – شرمنده که از دور انداختن کیسه های کاهو استفاده نشده پس انداز کردم. همچنین متوجه شدم که سالادهایم بسیار خوشمزه‌تر هستند زیرا هنگام خرید از فروشگاه سعی می‌کردم مواد کمتری تهیه کنم، بنابراین قبل از اینکه بتوانم همه آن‌ها را بخورم، سالادهایم را خسته‌کننده می‌کردم. وقتی به باغ می‌رفتم، می‌توانستم کم و بیش از این و آن چیزی که هر سالاد را بدیع‌تر می‌کرد و بنابراین، خوردن را هیجان‌انگیزتر می‌کرد، انتخاب کنم. من همچنین هر چند روز یک بار سس های خودم را با تمام گیاهان تازه درست می کردم.

مورد علاقه شخصی من کشف میزونا قرمز بود. این کاهوی قرمز در سبد سمت راست است. فلفلی است و به جرات می توانم بگویم گوشتی؟ و بله، بدیهی است که من گل های خوراکی پرورش دادم و بله، این برای ظاهر است.

و ما سالاد را خوردیم و همه با خوشحالی زندگی کردند.

J/K

البته، باغ درام وجود داشت، چیزی که می دانم همه شما فقط برای آن زندگی می کنید.

خوب. هنوز صحبت کردن در مورد این موضوع برای من سخت است… وقتی در حال فیلمبرداری بودیم متوجه شدم که سمت راست میوه شور من کمی غمگین به نظر می رسد. مثل اینکه داشت می مرد؟ شاید؟ اما چرا؟؟ من در آن زمان مطمئن نبودم، اما همچنین خیلی نگران این موضوع نبودم، زیرا ما دو تا را کاشتیم، و صادقانه بگویم، یکی بیش از حد کافی بود. انگورهای میوه شور شوخی ندارند، همانطور که در بخش نظرات درباره این باغ به طور مفصل در مورد آن صحبت کرده ایم. هفته بعد مطمئن شدم که مرده است و آن را قطع کردم.

READ  لینک آپ: دوست‌داشتنی‌ترین و سالم‌ترین اپلیکیشن امیلی، عشق دوباره جس برای ابزار موی دهه 90، و احتمالاً جالب‌ترین موپ تمام دوران
عکس من و آیفونم

دیدن؟ یه جورایی خوب بود می دانستم تاک دیگر بیش از اندازه کافی است که به زودی فضا را پر کند. به هر حال دو تا برای فضا زیاد بود درسته؟؟ ژانویه آمد و رفت. فوریه … مارس…

زمانی که در ماه مارس به برداشت رسیدیم، کل باغ وحشی‌تر شده بود. من دو بار برای مدت طولانی به خارج از شهر رفته بودم و نمی توانستم از آنچه که باران با باغچه می آورد ادامه دهم. یک جنگل مطلق بود و بیشتر چیزها ریشه کن شده بود.

عکس من و آیفونم
عکس من و آیفونم

درسته وحشی؟ به همین دلیل است که تا زمانی که نبودم باید حداقل برای نگهداری از ادن پول می دادم. من احساس می کنم به دلیل بی توجهی من ضایعات زیادی وجود دارد. درس آموخته شد. اما، اگر بتوانید از کنار این باغ عظیم نگاه کنید، ممکن است بتوانید ببینید… تاک میوه اشتیاق دیگر من در حال مرگ بود. سپس به یاد آوردم که خیلی عقب در ته مغزم بود که همسایه‌ام بن به شوهرم گفته بود که چقدر به سیگار کشیدن یک گوفر که علف‌هایش را می‌کشد افتخار می‌کند.

آن را دود کرد.

و بدیهی است، به حیاط من.

*آهه*

من وقت را تلف نکردم و به یک نابودگر گوفر زنگ زدم. من در اطراف بازی نمی کردم. آن مرد مثل این بود که “اگر خلاصش کنیم خوب می شوی” و من احساس گناه کردم و سپس مستقیم در چشمانش نگاه کردم و گفتم: “کاری را که باید انجام دهی انجام بده” زیرا این:

عکس من و آیفونم

چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

او همچنین چند تا از گیاهان اطراف میوه شور را بیرون آورده بود. بنابراین ما در حال حاضر با میوه شور به نقطه اول بازگشته ایم. من آن را پاره کردم و دوباره کاشتم، این بار با یک نگهبان گوفر اطراف توپ ریشه خبر خوب این است که سال گذشته آن را در همین زمان کاشتم و خیلی سریع و خوب رشد کرد. خبر بد این است که گوفر دیگر بین ما نیست. من از این بابت احساس بدی دارم همچنین در حال حاضر من به یک پسر پول می دهم که ماهی یک بار بیاید تا مطمئن شود که دیگر تکرار نمی شود.

ما الان اینجا هستیم…

مطمئناً کمی غم انگیز است، اما امیدواریم که به سرعت رشد کند، و در عین حال، همه گیاهان دیگر بیشتر از سال گذشته به پوشاندن حصار کمک می کنند، بنابراین خوب است.

اگر در مورد باغ سوالی دارید در نظرات بنویسید و من کاری می کنم که Eden پاسخ دهد و برای محتوای ویدیویی بیشتر به اینستاگرام سر بزنید!

*طراحی و طراحی توسط امیلی بوزر
**عکس ها توسط سارا لیگوریا-ترامپ (مگر این که خلاف آن قید شود)

دیدگاهتان را بنویسید