من کاملا کنجکاو هستم که بدانم در حال حاضر بازار مسکن در سایر ایالت ها چگونه است، زیرا در کالیفرنیای جنوبی، پرداخت وام مسکن حدود 5000 دلار در ماه برای یک تعمیرکار در یک محله مناسب برای شما هزینه می کند. این باعث می شود که من از بازگشت به عقب کمی احساس نگرانی کنم. “پس چرا برگردی؟” تو پرسیدی. خوب، به این دلیل است که آن خانه است. در آخرین پستم در مورد شکار خانگی، به اشتراک گذاشتم که همه خانواده ما (همسرم و من) در شهرستان لس آنجلس هستند. ما در حال صحبت با پدربزرگ و مادربزرگ، والدین، خواهر و برادرها، پسرعموها هستیم – همه آنها. این شگفت انگیز بود که توانستم با تمام اعضای خانواده ام بزرگ شوم، و من این را برای پسرم نیز می خواهم. پس به لس آنجلس برمی گردیم! ما برای کاندوی خود در لاس وگاس یک مستاجر پیدا کردیم، به این معنی که زمان آن رسیده است که آن را در جستجوی خانه افزایش دهیم.

بودجه ما برای یک خانه 650,000 دلار است و امیدواریم که این به ما کمک کند، زیرا ما به دنبال یک تعمیرکار هستیم. با این حال، این بار، نرخ های بهره چندان مطلوب نیستند، بنابراین آنچه در نگاه اول یک معامله خوب برای یک خانه به نظر می رسد، ما را غافلگیر می کند، زیرا ما مظنه های وام مسکن ماهانه را دریافت می کنیم. این واقعاً به ما کمک کرده است تا آنچه را که با خرج کردن ماهانه برای خانه راحت می‌شویم مشخص کنیم. در مورد نیازهای خانه مان، ما واقعاً لیست طولانی نداریم، تنها چیزی که دوست داریم این است که در محله ای امن زندگی کنیم که بین هر دو مادرمان (همسرم و من) قرار دارد. بنابراین ما دوان دوان به زمین خوردیم.

اولین خانه ای که دیدیم

اولین خانه ای که به آن نگاه کردیم کلید در دست بود و ما را امیدوار کرد که این سفر چه چیزی می تواند داشته باشد. اینها ساخت‌های جدید بودند و ما در زمان مناسبی وارد آنها می‌شدیم. آنها در حال تکمیل مرحله دوم از چهار مرحله بودند. همچنین، معمولاً ساخت‌های جدید چنین شخصیتی ندارند، بنابراین مطمئناً این چیزی است که من در مورد این خانه‌های شهری به سبک اسپانیایی دوست داشتم. هرگز تصور نمی‌کردم بتوانیم در موقعیتی باشیم که هنگام خرید خانه در این بازار لس آنجلس، مجبور نباشم چیزی را به‌روزرسانی یا بازسازی کنم. تنها مشکلی که با این ساخت‌های جدید داشتم، سه طبقه بودن آنها بود. با یک کودک نوپای بسیار کنجکاو و کوهنورد، این برای من کمی ترسناک به نظر می رسید. کوچولوی من یاد گرفته است که از گهواره بیرون بیاید (به خاطر آن مجبور شدیم به یک تخت بزرگ پسرانه برویم)، از دروازه های کودک بپرد و به بالای میز ناهارخوری ما برسد (در هر فرصتی که می تواند). گرفتن). همچنین باید اشاره کنم که پس از جستجوهای گسترده در گوگل، و چندین صحبت با پزشک اطفال ما، متوجه شدم که شایع ترین آسیب هایی که برای کودکان نوپا می بینند، آسیب های افتادن از پله ها است. تمام آنچه که می توان گفت، خانه های سه طبقه شهر ممنوع بود.

READ  Lissoni Architecture نمایشگاه نیویورک را با "نگرش دیگ ذوب" ایجاد می کند.

خانه دومی که دیدیم

خانه دومی که دیدیم زنگ بیداری بزرگی برای من بود. منتظر بودم اشتون کوچر از جایی بیرون بپرد و به من بگوید که دارم پانک می شوم. دیدن این خانه بلافاصله دوباره توقعم را پایین آورد. صادقانه بگویم، من هنوز در شوک هستم که این خانه به قیمت بیش از نیم میلیون دلار فروخته شد و کاملا سوخت. واقعاً فقط 20 درصد از خانه برای فروش باقی مانده بود. دیدن این خانه واقعاً من را ناراحت کرد. من نمی توانستم باور کنم که فروشندگان با توجه به شرایط حاضر به کاهش قیمت نیستند. کارهای زیادی وجود داشت که باید انجام شود تا این مکان به استانداردهای اولیه زندگی برسد، و آنها خیلی برای آن می خواستند. همچنین در مطلوب ترین محله نبود، بنابراین چرا در مورد قیمت آنقدر گیج شدم.

بعد از سوار شدن به اطراف و بحث با پدرم، گزینه هایی که اوایل آن روز دیده بودیم، از او فهمیدم که عمه ام به دنبال فروش خانه اش است. این برای من خبری بود و صادقانه بگویم که کمی به من آرامش داد. ما قبلاً چند خانه خریده‌ایم و می‌دانیم که کل فرآیند چقدر می‌تواند استرس‌زا باشد، بنابراین ایده خرید از یکی از اعضای خانواده ایده‌آل به نظر می‌رسید.

خانه سومی که دیدیم – عمه من

خانه سومی که دیدیم متعلق به عمه ام بود و قبل از اینکه خانه را شخصا ببینیم، شروع به برنامه ریزی برای خرید آن کرده بودیم. حالا، من اولین کسی هستم که اعتراف می کنم که کمی ساده لوحانه وارد این موقعیت خاص شدم. از آنجایی که این یکی از اعضای خانواده بود که ما خانه را از آن می خریدیم، فکر می کردم موقعیتی آسان برای پیمایش است، در حالی که در واقعیت، کاملا برعکس بود. گفتنی است، من در لاس وگاس بودم که تصمیم گرفتم بازرسی خانه، بازرسی لوله کشی و بازرسی آفات را سفارش دهم.

وقتی زمان پرواز من به لس آنجلس رسید تا بازرسان را ملاقات کنم، در حالی که آنها مشغول بررسی ملک بودند، کاملاً بیدار شدم. خانه در حال حاضر توسط مستاجری اشغال شده بود که عمه ام برایش اجاره کرده بود، و حداقل بگویم – خانه خراب بود. راستش من حتی نمی دانم از کجا شروع کنم. چه برسد به اینکه من فقط لیستی از همه چیزهایی که در خانه اتفاق می افتد تهیه کنم:

  1. مسائل بنیاد
  2. موریانه ها (بسیاری از آنها)
  3. راکون در اتاق زیر شیروانی
  4. هجوم موش ها
  5. مشکلات برق (سیم مجدد، پانل های جدید و پریزهای زمین)
  6. سقف جدید
  7. مسائل مربوط به لوله کشی
  8. تراوش مونوکسید کربن از بخاری کف
  9. خسارت ناشی از سیل در آشپزخانه
READ  دفتر بالبک در تالار خالکوبی استودیویی 6:19 از دیوارها عبور می کند

نیاز است بیشتر بگویم؟ حالا، اگر فقط عمه ام مایل بود قیمت را پایین بیاورد، این می توانست موثر باشد تا بتوانیم هزینه تمام کارهایی را که باید انجام می شد، تامین کنیم. اما عمه ام گفت که این یک فرسودگی معمولی در ملک است و احساس می کند که می تواند خریدار را برای خرید آن به قیمت بازار جذب کند. برخی می توانند استدلال کنند که فرسودگی و پارگی معمولی بود، اما من در طرف مقابل آن بحث خواهم بود، بنابراین می توان گفت که تصمیم گرفتیم از آن ویژگی حرکت کنیم.

خانه چهارمی که دیدیم

خانه چهارمی که دیدیم، بلافاصله به قلبم لبخند زد. از کنارش رد شدیم و صدایم کرد. من هرگز اینقدر با مکانی احساس ارتباط نداشتم. این یک خانه کوچک و زیبا به سبک اسپانیایی بود که در آن قرار داشت – دقیقاً 12 دقیقه از مادرم و 12 دقیقه از مادرشوهر من. حیاط خلوت بزرگی داشت که کوچولوی من می‌دوید و می‌دوید و در آن بازی می‌کرد. گوشه‌ای کوچک و زیبا برای صبحانه که زیباترین نور خورشید را پخش می‌کرد، کف‌های چوبی اصلی (که شکل عالی داشتند)، انباری توکار در سرتاسر آن، یک فضای کوچک دنج شومینه، هوا و گرمای مرکزی و سقف سفالی. مطمئن نیستید که تا به حال متوجه شده اید یا خیر، اما خانه های سبک اسپانیایی مورد علاقه من هستند. من جزئیات معماری آنها را – درون و بیرون – دوست دارم.

این یک خانه کوچک بسیار جذاب و عجیب بود که در یک خیابان بسیار آرام واقع شده بود. من بیرون آمدم تا اطراف را نگاه کنم و همسایه های بسیار صمیمی (که در آن زمان با سگ خود در حال پیاده روی بودند) از من استقبال کردند. آنها با من در میان گذاشتند که خانواده های دیگری نیز با بچه های کوچک در این محله زندگی می کردند و چقدر آنها زندگی در این محله را دوست داشتند. تقریباً بلافاصله فهمیدم که این یکی است. این خانه منتظر ما بود، بنابراین تصمیم گرفتیم آنچه را که می‌توانیم ارائه دهیم و امیدواریم که فروشنده ما را در جایی مقرون به صرفه ملاقات کند. این خانه حدود 35 هزار دلار بیش از قیمت بودجه ما بود، اما ما آن را دوست داشتیم و فقط مجبور بودیم آن را امتحان کنیم. بنابراین ما با مشاور املاک خود تماس گرفتیم و به او گفتیم که به دنبال آن برود! 48 ساعت بعد به ما گفتند که پیشنهاد دیگری روی میز وجود دارد و 75000 دلار بیش از درخواست است. ما می‌دانستیم که نمی‌توانیم آن پیشنهاد را شکست دهیم، بنابراین با مهربانی سر تعظیم فرود آوردیم.

چند هفته بعد، مشاور املاک آن خانه با ما تماس گرفت و به ما گفت که پیشنهاد دیگر انجام نشد. چیزی در امتداد خطوط خانه بسیار نزدیک به فرودگاه LAX برای خریدار. حدس می‌زنم هنگام بازدید از خانه، سگ خریدار هر بار که هواپیما بر فراز خانه پرواز می‌کرد، دچار تشنج می‌شد، بنابراین آنها مجبور بودند خانه را بخرند. شنیدن این موضوع بسیار ناراحت کننده بود (در مورد سگ) و من هرگز قبلاً چنین اتفاقی را نشنیده بودم، اما این را به عنوان نشانه ای در نظر گرفتم که ممکن است اینجا خانه ای باشد که برای ما در نظر گرفته شده است. بنابراین تصمیم گرفتیم یک پیشنهاد دیگر برای خانه ارائه دهیم. چند روز بعد به ما اطلاع دادند که چند پیشنهاد دیگر روی میز وجود دارد، بنابراین باید با قوی ترین و بهترین پیشنهاد خود برگردیم. ما تصمیم گرفتیم در این مورد توپ بازی کنیم. ما پول جدی‌تر، امان سریع‌تر و 10000 دلار از مادرشوهرم پیشنهاد دادیم. او این پول را از حساب پس انداز بازنشستگی خود برداشت. او یکی از دلایلی است که ما می خواهیم به خانه برگردیم. او سه ماه پیش بازنشسته شد و می خواهد زمان بیشتری را با پسر کوچک ما بگذراند.

READ  ملزومات مورد نیاز ما در خانه مزرعه - همه از هدف (+ یک اعلامیه هیجان انگیز!)

این را هم بگویم که مادرشوهرم خانه را (در حین خانه باز) دید و عاشق آن شد. مامان و بابام هم خونه رو دیدند. آنها نیز احساس می کردند که این یکی برای ما است. بنابراین آنها 15000 دلار اضافی از حساب پس انداز بازنشستگی خود پیشنهاد کردند تا به ما کمک کنند خانه را ببریم. این برای جاناتان و من بسیار معنی دارد. وقتی نوبت به درخواست کمک از مردم می‌رسد می‌توانیم کمی افتخار کنیم و در گذشته هرگز درخواست نکرده‌ایم، بنابراین این واقعیت که والدینمان پیشنهاد دادند واقعاً باعث شد احساس کنیم که حمایت می‌شویم و احساس می‌کنیم که داریم درست می‌کنیم. تصمیم برای رفتن به این خانه ما خیلی وقت است که به دنبال خانه ای بوده ایم و هرگز به مکانی مانند این وصل نشده ایم. بنابراین ما اینجا هستیم، دو روز دیگر… و فروشنده برای پنج روز دیگر پیشنهادات را دریافت خواهد کرد. سپس خواهیم شنید که فروشنده با چه پیشنهادی تصمیم گرفته است. من مطمئنم امیدوارم که این خانه را بدست آوریم. من اعتقاد راسخ دارم که آنچه برای ماست، برای ماست. پس انگشتانتان را روی هم بزنید و برای ما دوستان دعا کنید. ما واقعاً این خانه را می خواهیم!

The post سفر شکار خانه آجای: پس از دیدن 4 خانه که او ممکن است یکی را پیدا کند اولین بار در امیلی هندرسون ظاهر شد.

دیدگاهتان را بنویسید